ورود به کانال تلگرام شیروخط


متن دل شکسته

کی از دوری مرده

morde

گفت: هیچکس از دوری نمرده !
مرده؟!
تو دلم گفتم:
اونایی که مردن زبان گفتن ندارن …
محمد مرکبیان

زمان غلط

zaman

ما همیشه
یا جای دُرست بودیم در زمان غلط
یا جای غلط بودیم در زمان دُرست
و همیشه همین‌گونه همدیگر را از دست داده‌ایم !

درد کهنه

dard

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨـﺪ
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺯﻧﺪﮔـﯽ، ﺁﻧﻘـﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐــﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﻮ،
ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮد IDK

چشم به راه تو

bargard

هیچ راهی پیشِ رویت نیست
لااقل
اگر می توانی برگرد
شاید
گنجشکی در باغ
چشم به راهِ تو باشد . . .

ولش کن

jayi

از یه جایی به بعد تکیه میدی و میگی:
ولش کن
بلاخره یه چیزی میشه Frown

صدای پای تو

seda

ایــن
صداے
پاے تـو
نیست‌
این صداے قلب
من است‌ ڪہ
بدنبالت‌ ڪوچہ
هاے انتظـ ـار را
زیرقدم‌هاے خستہ
براے خواب زمستانے
بیــــــــــدار میڪنـــــد . . .

یه آدم عادی

aadi

خیلی ناراحت کننده‌س وقتی میفهمی
برای آدمایی که خیلی دوستشون داری،
یه آدم عادی هستی
که بود نبودت توی زندگی‌شون فرقی نداره …

کنارم نشستی

zan2

کنارم نشستی و
یه دیوار چین فاصله است بینمون Frown

فردای رفتنت

harf4

حالا که میروی
چشمانم را بگیر
فردای رفتنت ، دیدن ندارد …
رضا یاراحمدی

چشم هایم را می بندم

t5

چشم‌هایم را می‌بندم !
همان پیرزنی شدم که تصورش را می‌کردیم . . .
با یک پیراهن گلدار! همان که خیلی دوستش داشتی . . .
با یک قرمزِ پررنگ روی لبخندم
و یک استکان چای تازه‌دم کنار پنجره،
چشم‌هایم را باز می‌کنم !
مگر نه این‌که آینه‌ها هم دروغ می‌گویند ؟!
آخر، این من نیستم… این چروک ها، این چشم‌های خسته . . .
این پیراهن گلدار که روی تنم زار می‌زند !
با یک لیوان چای یخ کرده کنار پنجره؛ در انتظار یک «تو»
که هیچ وقت
هیچ وقت
نیامدی . . .
زهره عبداللهی