ورود به کانال تلگرام شیروخط

استاتوس غمگین

جبر انتخاب

entekhab

عمری ست
بین ماندن و رفتن معطّلیم
لعنت به جبر دائمی انتخاب ها . . .

گاهی باید رفت

raft

گاهی فقط باید رفت !
بی آنکه عطر کسی رو حس کنی
بی آنکه کسی رو در آغوش بگیری
در نیمه های شب برفی
وقتی همه شهر در خواب هستن
تمامت را ، باخودت ببر
تا
بی کَسی . . .

به تو نمی رسم

harf1

همه هر روز صبح می رسند:
ماشین ها به پارکینگ، کارگرها به کار
آفتابگردان ها به خورشید، میوه ها به فصل !
کفش ها به راه می افتند
دست ها به کار
دانشجوها مثل همیشه به هیچ می رسند !
چراغ ها به قرمز، پلاک ها به بن بست، راه ها به چاه !
دل ها می ریزند
اشک ها هم …
روز مثل هر روز به شب می رسد
دیوار به فلک، فلک به دست …
دست ها هر روز صبح از روزگار، درد آزگار می کشند …
من اما
نه نقشی از تو مانده بر دلم برای کشیدن؛
نه پاکتی …
من،
هر روز صبح به تو نمی رسم
و نمی دانم کجا داد بزنم:
که این رسم روزگارِ رسیدن ها نیست …
ابوالفضل گویا

هوا ، هوای تو نیست

ax-love2

تو نیستی
دل این چتر، وا نخواهد شد
غمی‌ست باران
وقتی هوا، هوای تو نیست !
اصغر معاذی

شب همه چیز فرق می کند

d1

خیلی راحت است که آدم
روز به همه چیز بی اعتنا باشد
اما شب همــه چیز فرق می کند . . .

با چه بنویسم

naia

دلشوره دارم

delshure

ما به درد هم نمی خوریم

dard

گفتی که ما به درد هم نمی خوریم
اما هرگز نفهمیدی من تورا برای دردهایم نمی خواستم . . .

من با تو شادم

8l

فرشته پاک نبودی

gh5