برای ورود به بخش "عاشقانه ها" اینجا رو بزنید


متن غمگین سال 96

مثل زندان

مثل زندان
همه چیز در من
با سیگار معامله می شود
و هر کسی را که دوست دارم
پیش از من
کسی را دوست داشته است . . .
مهدی اشرفی

نظرتون در مورد این مطلب چیه؟
  • عالی 
  • ضعیف 
  • متوسط 

چشم هایم را می بندم

t5

چشم‌هایم را می‌بندم !
همان پیرزنی شدم که تصورش را می‌کردیم . . .
با یک پیراهن گلدار! همان که خیلی دوستش داشتی . . .
با یک قرمزِ پررنگ روی لبخندم
و یک استکان چای تازه‌دم کنار پنجره،
چشم‌هایم را باز می‌کنم !
مگر نه این‌که آینه‌ها هم دروغ می‌گویند ؟!
آخر، این من نیستم… این چروک ها، این چشم‌های خسته . . .
این پیراهن گلدار که روی تنم زار می‌زند !
با یک لیوان چای یخ کرده کنار پنجره؛ در انتظار یک «تو»
که هیچ وقت
هیچ وقت
نیامدی . . .
زهره عبداللهی

نظرتون در مورد این مطلب چیه؟
  • عالی 
  • ضعیف 
  • متوسط 

دروغ بزرگ

t4

چه دروغ بزرگیست که اینجا شهر پر جمعیتی ست !
تو که نیستی،
اینجا هم خالی از آدم است . . .
لاله صاحبدل

نظرتون در مورد این مطلب چیه؟
  • عالی 
  • ضعیف 
  • متوسط 


بستن