ورود به کانال تلگرام شیروخط


matn ghamnak

کنارم نشستی

zan2

کنارم نشستی و
یه دیوار چین فاصله است بینمون Frown

به تو نمی رسم

harf1

همه هر روز صبح می رسند:
ماشین ها به پارکینگ، کارگرها به کار
آفتابگردان ها به خورشید، میوه ها به فصل !
کفش ها به راه می افتند
دست ها به کار
دانشجوها مثل همیشه به هیچ می رسند !
چراغ ها به قرمز، پلاک ها به بن بست، راه ها به چاه !
دل ها می ریزند
اشک ها هم …
روز مثل هر روز به شب می رسد
دیوار به فلک، فلک به دست …
دست ها هر روز صبح از روزگار، درد آزگار می کشند …
من اما
نه نقشی از تو مانده بر دلم برای کشیدن؛
نه پاکتی …
من،
هر روز صبح به تو نمی رسم
و نمی دانم کجا داد بزنم:
که این رسم روزگارِ رسیدن ها نیست …
ابوالفضل گویا